دانلود رمان ترک دهم نوشته فهیمه غلامشاهی

[ad_1]

234

حجم : 5.38 مگابایت

۲۳ خرداد ۱۳۹۶

دانلود رمان ترک دهم نوشته فهیمه غلامشاهی

نسخه موبایل و PDF

دانلود رمان ترک دهم نوشته فهیمه غلامشاهیخلاصه ی داستان :

درمورد دختری شیطون و شاد و شنگول به نام ماهور که سعی داره با روحیه شادش به زندگی بی روح آقا پسر قصمون روح ببخشه!…پایان خوش

دلم یکی مثل تو را میخواهد! …

یکی به مثال آب! … پاک و زلال! …

تو اگر باشی من هستم! …

این دنیا ، بی عشق معنا ندارد! … بگذار بگویم بی تو معنا ندارد! …

دلت صاف است آیینه من! … عشق را در آیینه نگاهت دیدم! عشق پاک تو ماه را به زمین میکشاند !

قلب بی تاب من که چیزی نیست !… من برای آن ضمیر آشنا جان میدهم!

ضمیر” میم ” پایان نام زیبایت ! مال من میشوی ! میشوی شاه قلبم ! … این قصر سوت و کور است بی عشق تو ! چه زیباست که بی منت دوستم داری و دوستت دارم آیینه من ! بگذار در اقیانوس محبتت گم شوم! … قایق آرزو بسازم و تور عشق به قلب موج هایت بیاندازم! … میخواهم عشقت را به تور بکشم! … دیگر فرقی ندارد که در مثلث مرگ غرق شوم یا رهایی یابم! … من به امید ساحل آغوشت پارو میزنم دریای من ! … نگذار قایق عشقمان به گل بنشیند! بگو دروغ است این که عشقمان فراموشت شده! … عشق من و تو را در قلب دریا به دست موج ها سپرده است آن خدایی که عشق را آفرید! من و تو محکومیم به دوست داشتن! … شیرین ترین محکمه هستی! حتی اگر این محکمه به قیمت رفتن تو و تنهایی من باشد … در هوای تو ، بی هوای خودت نفس میکشم! … نفس میکشم به عشق نفس هایی که کنار عشقت میکشی! حماقت یا عاشقی! اسمش را هر چه میخواهی بگذار! … من فقط به هوای تو نفس میکشم!

پیشنهاد ویژه
: به جای دانلود تک تک کتاب های رمان میتوانید با پرداخت 2000 تومان 300 کتاب
عاشقانه برتر ایرانی
را به صورت یکجا با لینک مستقیم دانلود کنید .
برای اطلاعات
بیشتر کلیک کنید

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان تنهای مغرور نوشته پریسا حکمت

[ad_1]

248

حجم : 3.91 مگابایت

۱۶ خرداد ۱۳۹۶

دانلود رمان تنهای مغرور نوشته پریسا حکمت

دانلود رمان تنهای مغرور نوشته پریسا حکمت

خلاصه داستان :
آنجل دختری از جنس یخ، دختری مغرور و سرد که از اول اینطوری نبوده دقیقا هشت سال پیش وقتی ۱۶ ساله بود یه اتفاقی میوفته که زندگیش با خاک یکسان میشه اون توی یه روز دوتا از عزیزتریناشو از دست میده، پدر و مادرش، که هردو پلیس بودن توی یه ماموریت به دست یه باند بزرگ به قتل میرسن و درست چند ماه بعد از اون آنجل یه ضربه دیگه میخوره این بار به خاطر اعتماد بی جا و بچگانه…
اون وارد حرفه پلیسی میشه تا آتیش انتقامشو از همه اونایی که عذابش دادن بگیره…
از طرفی یه پسری به اسم آرنولد وارد زندگیش میشه  که زندگیش مثل آنجله چه الان و چه گذشتش حتی علایق و سلیقه هاشون هم یکیه این پسرهم در گذشته ضربه بدی خورده و حالا مثل آنجل سرد و محکم و مغروره و اون هم برای انتقام وارد حرفه پلیسی شده… حالا این دوتا توی یه مامریت که واسه هردوتاشون خیلی مهمه باهم همکار میشن و هردو میخوان با آتیش انتقامشون همه اون آدمای پستو به آتیش بکشن…پایان خوش


مقدمه:
نمیشکنم.. سرد میشوم… تنها میشوم… هرچیزی را به جان میخرم اما…
اما نمیگذارم مرا خرد کنند… من بازیچه کسی نخواهم شد…
مغرور میشوم اجازه نمیدهم گرگ صفتان خودشان را به من نزدیک کنند…
تا زمانی که به هدف خود نرسم، این حس انتقام در من غوطه ور خواهد ماند…
بی صبرانه انتظار میکشم تا روز موعود فرا رسد…
شده ام تنهای مغرور تا این بازی را اتمام ببخشم…

قسمتی از داستان
صدای شلیک گلوله بود که همه جارو پر کرده بود…
اگه اون دختره ی احمق خوب کارشو انجام میداد الان لو نرفته بودیم.
اه اه گند زد به ماموریت.
سردیه اسلحه رو پشت کمرم احساس کردم….
خیلی آروم بدون اینکه عکس العمل شدیدی نشون بدم یا بترسم سر جام وایسادم.
سرشو بغل گوشم آورد و با صدای آرومی گفت: هه فک نمیکردی بفهمیم مگه نه خانوم پلیسه?فک کردی میتونی سر منو کلاه بزاری?!

پیشنهاد ویژه
: به جای دانلود تک تک کتاب های رمان میتوانید با پرداخت 2000 تومان 300 کتاب
عاشقانه برتر ایرانی
را به صورت یکجا با لینک مستقیم دانلود کنید .
برای اطلاعات
بیشتر کلیک کنید

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان خوشبختی های کوچک نوشته مژگان زارع

[ad_1]

185

حجم : 3 مگابایت

۱۴ خرداد ۱۳۹۶

دانلود رمان خوشبختی های کوچک نوشته مژگان زارع

دانلود رمان خوشبختی های کوچک نوشته مژگان زارع

خلاصه داستان :

فیروزه، یه زن امروزیه. درس خونده و حالا هم کسب و کار کوچیک خودش رو راه انداخته اما در باطن هنوز یه زن سنتیه. از همون زنا که هویتش در گرو هویت شوهرشه. این فیروزه خانم قراره بیفته توی سراشیبی و ببینیم می تونه از سراشیبی بالا بیاد یا نه. ..پایان خوش

توضیح: من اصولا به موضوع کلیشه ای اعتقادی ندارم. هر موضوعی اگه بهش یه نگاه تازه بندازی تازه به نظر می رسه. زنا از خیانت بدشون میاد خب بله منم بدم میاد ولی ما قراره درست از جایی وارد زندگی فیروزه بشیم که یه اتفاقایی داره می افته. قرار نیست ماجرا خوب باشه و با خیانت تموم بشه یا با خیانت شروع بشه و با خوشبختی تموم بشه. قراره بفیتم توی دیگ قل قل جوشان و خب یا می سوزیم یا پخته بیرون میاییم. ما تو دل ماجراییم و همین الان هشدار می دم اگه تنتون از خوندن چنین موضوعاتی مور مور می شه نخونید. مچکرم

قسمتی از داستان :

پس این سمیه گور به گوری کجا مانده؟ سعی می کنم به کرکر کارآفرینان غیرنمونه ای که ازشان جلو زده بودم فکر نکنم ولی کلمه ی گوگولی مگولی سوگلی … حتی سمیه هم خندید. نامرد! من از کجا می دانستم یک روزی این فروشگاه فسقلی اسمی در میکند و کلی مشتری میآیند سراغش؟ اگر حدس می زدم حتماً اسمش را می گذاشتم بانو، یا چه می دانم مادر.خاله فَفَر (Fafar) هم گفت این اسم خنک و نچسب است. برای آنها خنک و نچسب است ولی برای من یک بچه است، که خودم زاییدمش و بزرگش کردم، بعله!
سمیه در ماشین را به ضرب باز می کند و خودش را عین یک گونی پر از خرت و پرت توی صندلی پرت می کند. منتظرم دوباره کرکر بخندد به سرکار خانم فیروزه صبور و فروشگاه نمونه اش. خودم هم نیشم تا بناگوش باز است ولی سمیه نمی خندد.
هی سمی چی شده؟
شانه بالا می اندازد: خوشم نیومد

پیشنهاد ویژه
: به جای دانلود تک تک کتاب های رمان میتوانید با پرداخت 2000 تومان 300 کتاب
عاشقانه برتر ایرانی
را به صورت یکجا با لینک مستقیم دانلود کنید .
برای اطلاعات
بیشتر کلیک کنید

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان فراتر از یک رویا نوشته مهلا

[ad_1]

248

حجم : 6 مگابایت

۱۲ خرداد ۱۳۹۶

دانلود رمان فراتر از یک رویا نوشته مهلا

دانلود رمان فراتر از یک رویا نوشته مهلا

خلاصه داستان :

خلاصه رمان فراتر از یک رویا : هرآدمی یک سرگذشتی داره …یه قصه ! قصه ی آدما از وقتی شروع میشه که یک اتفاق ، زندگیِ عادیشون رو تغییر میده !
این داستان ، قصه ی یک دختری رو روایت میکنه به اسم سارا که خیلی وقته از خودش و زندگیش قطع امید کرده …
یکی از غیر منتظره ترین اتفاق ها براش رخ میده که از نظرِ خیلی ها غیر ممکنه ! شاید اولش یک خواب باشه ولی خیلی زود حقیقی ترین لحظه ها که مثلِ یک رویا میمونه به وقوع می پیونده !
این داستان دو نوع عشقِ متفاوت رو به تصویر میکشه ! عشقی که به زمین محدود میشه و عشقی که از زمین فراتر میره و درگیرِ آسمون میشه ! …پایان خوش
درست لحظه ای که تو را درخواب دیدم به وجودت ایمان آوردم وازهمان لحظه عاشقت شدم ! تو راخواستن، همانندِ تقدیر …فراترازاراده ام بود !

پس … هیچگاه به پایان فکر نکن ، اندیشیدن به پایانِ هرچیز ، شیرینیِ حضورش را تلخ میکند ! بگذارپایان تورا غافلگیر کند …
همچون آغاز !

مقدمه

به نام آفریننده ی قلب ها

قرارماکی شد؟
بگوکدوم رویا؟
شب کدوم ساحل؟
لب کدوم دریا؟!

میخواهمت چنان که شب خسته خواب را!
میجویمت چنانکه لب تشنه آب را!
محوتوآم چنانکه ستاره به چشم صبح یا شبنم سپیده دمان آفتاب را !
بیتابم آنچنانکه درختان برای باد یاکودکان خفته به گهواره تاب را!
بایسته ای چنانکه تپیدن برای دل یاآنچنانکه بال پریدن عقاب را!
حتی اگرنباشی می آفرینمت چونانکه التهاب بیابان سراب را!

قلبهایی دراطرافمان هستند که همه فرشته اند !
قلبهایی خالص پاک وزیبا که محبت خدایند وهرگاه به آنها نیازداشته باشی به یاریت می آیند!
دوفرشته باهم معناپیدامیکنند ، همانطورکه دوانسان باهم زندگی میکنند

پیشنهاد ویژه
: به جای دانلود تک تک کتاب های رمان میتوانید با پرداخت 2000 تومان 300 کتاب
عاشقانه برتر ایرانی
را به صورت یکجا با لینک مستقیم دانلود کنید .
برای اطلاعات
بیشتر کلیک کنید

[ad_2]

لینک منبع